آرم فارسی محصولِ جهان (Earth Harvest)
نوسترداموس


					آرم فارسی محصولِ جهان (Earth Harvest), روی اين قسمت را فشار دهيد تا بتوانيد به صفحة اصلی محصول جهان برويد: محصول جهان صفحة الکترونيکی مسيحی است که از مجموعه دفاعياتی تشکيل شده است برای پاسخگويي به سؤالاتی دربارة مذهب و مسيحيت که غالبا مطرح است و شامل اينگونه سؤالها است: خدايي وجود دارد؟ خدا کيست؟ مدرک اثباتی وجود دارد, که خدا باقی است؟ آيا مدرک اثباتی وجود دارد, که عيسی مسيح پسر خدا است؟ محصول جهان همچنين شامل اطلاعاتی است در بارة مذاهب و اعتقادات غيرمسيحی و مقايسة مسيحيت با ديگر اعتقادات و مذاهب. اين صفحة الکترونيکی راهی که  بوسيلة نجات مسيح می توان به آسمان رسيد را تعريف می کند, آيا دليل و يا دلايلی برای بودن خدا, تثليث, پدر, پسر و روح القدس وجود دارد؟ در انتها مدارک اثبات از کتابمقدس برای خدا بودن مسيح.

روی اين علامت فشار دهيد تا بتوانيد به صفحة قبلی در بارة مذهب, خدا, عيسی مسيح و مسيحيت برويد.
						: اعتقادات ديگر 
						قطعه نمايشهای طراحی شده از صليب مسيح؛ دکور برای موضوعات:
						آيا وقايع کنونی دنيا توسط نوسترداموس, طالع بينی يا نبوتهای کتابمقدس پيشگويي شده است؟ تا چقدر طالع بينی قاطع و منطقی است؟ آيا می توان آينده را با ستاره خوانی و يا متدهای فرقة عصر جديد پيشگويي کرد؟ آيا آينده توسط نوسترداموس يا کتابمقدس پيشگويي شده است؟ نوسترداموس که بود؟ پاية پيشگويي های او در چه بود و چقدر دقيق بودند؟ نوسترداموس ظاهرا چند وقايع مهم را پيشگويي کرده بود بطور مثال روی کار آمدن هيتلر و جنگ جهانی دوم. پيشگوييهای او برای آيندة ما چگونه ديده می شود؟ آيا نوسترداموس يک پيشگوي منور شده بود يا  نبی کاذب با تأثيرات رمزگرايي و جادوگری؟ کتابمدس در برابر آن چه می گويد و تا چه حد اين پيشگوييها در بارة وقايع گذشته و آينده دقيق است؟

پيشگوييهای نوسترداموس از طريق ستاره خوانی و نبوتهای کتابمقدس


						قطعه نمايشهای طراحی شده از صليب مسيح؛ دکور برای موضوعات:
						2008 پيشگويي از نوسترداموس ـ اخترشناسی طالع بينی و نبوت کتابمقدسی. نوسترداموس که بود؟ پيشگوييهای کتابمقدس, طالع بينی نجومی و گفته های نوسترداموس تا چه حد دقيق است؟ ضد مسيح کيست؟ پيشگوييهای نوسترداموس برای سال 2008 . 
روی اين علامت فشار دهيد تا بتوانيد به صفحة بعدی در بارة مذهب, خدا, عيسی مسيح و مسيحيت برويد.
						خلقت يا تحول و دگرگونی

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player

نوسترداموس(1503 - 1566) در نجوم, سنت کابالا, ستاره خوانی, کيمياگری, جادوگری, رياضيات و طب بسيار زبردست بود. بسياری از منتقدين مسيحيت, نوسترداموس را بعنوان نمونة بالايي از شخصی می دانند, با نبوتهايي که در سطح پيشگوييهای کتابمقدسی قرار دارد, و از اينرو ادعای مافوق طبيعی و بی نظيری بودن نبوتهای کتابمقدس را انکار می کنند.
و در ميان تو کسی يافت نشود که پسر يا دختر خود را از آتش بگذرانند, و نه فالگير و غيب گو و نه افسونگر و نه جادوگر, و نه ساحر و نه سؤال کنندة از اجنه و نه رمال و نـه کسی که با مـردگان مشورت می کند. زيرا هر که اين کارها را کند, نزد خداوند مکروه است و به سبب اين رجاسات, يهوه خدايت, آنها را از حضور تو اخراج می کند.
(تثنيه 18: 10-12)


			  سری بخشهايي برای موضوعات زير:
			  پيشگوييهای نوسترداموس از طريق ستاره خوانی و نبوتهای کتابمقدس

ليستی از موضوعات اين صفحه


گویِ روشن مسيحی؛ از قطعه نمايشهای طراحی شده برای تزئين کردن مطالب:
 پايه, اعتبار و درستی ستاره بينی (نجوم) پايه, اعتبار و درستی ستاره بينی (نجوم) 
گویِ روشن مسيحی؛ از قطعه نمايشهای طراحی شده برای تزئين کردن مطالب:
 نوسترداموس, نبوتهای کتابمقدس و پيشگوييهای ستاره بينی نوسترداموس, نبوتهای کتابمقدس و پيشگوييهای ستاره بينی

پيشگوييهای نوسترداموس

گویِ روشن مسيحی؛ از قطعه نمايشهای طراحی شده برای تزئين کردن مطالب:
مــرگ هاينريــش دوم مــرگ هاينريــش دوم 
گویِ روشن مسيحی؛ از قطعه نمايشهای طراحی شده برای تزئين کردن مطالب:
آدولــف هيتـــلر  آدولــف هيتـــلر 
گویِ روشن مسيحی؛ از قطعه نمايشهای طراحی شده برای تزئين کردن مطالب:
چــهار بيــتی در بارة جــنگ جــهانی سـوم چــهار بيــتی در بارة جــنگ جــهانی سـوم 
گویِ روشن مسيحی؛ از قطعه نمايشهای طراحی شده برای تزئين کردن مطالب:
11 سپتامبر 2001 911 پيشگوييهای

گویِ روشن مسيحی؛ از قطعه نمايشهای طراحی شده برای تزئين کردن مطالب:
چهاربيتی XXV  بعنوان شروع جهاد (جنگ مقدس اسلامی) تفسير می شود چهاربيتی XXV بعنوان شروع جهاد (جنگ مقدس اسلامی) تفسير می شود


گویِ روشن مسيحی؛ از قطعه نمايشهای طراحی شده برای تزئين کردن مطالب:
نبوتهای کتابمقدس در مقابل نوسترداموس نبوتهای کتابمقدس در مقابل نوسترداموس 
گویِ روشن مسيحی؛ از قطعه نمايشهای طراحی شده برای تزئين کردن مطالب:
ضـــد مســـيح ضـــد مســـيح


گویِ روشن مسيحی؛ از قطعه نمايشهای طراحی شده برای تزئين کردن مطالب:
عــلامــت وحــش 666 عــلامــت وحــش 666 
گویِ روشن مسيحی؛ از قطعه نمايشهای طراحی شده برای تزئين کردن مطالب:
پــادشــاه پــادشـــاهــان پــادشــاه پــادشـــاهــان

آيا وقايع کنونی دنيا, که در حال پخش شدن است, توسط نوسترداموس و ستاره خوانی يا کتابمقدس پيشگويي شده است؟ تيغة بنياد ستاره خوانی چگونه است, و آيا ممکن است از آن برای پيشگويي آينده استفاده کرد, يا متُدِ "عصری تازة" ديگری است يا تا به حال توسط نوسترداموس و يا کتابمقدس پيشگويي شده است؟ نوسترداموس کيست, چه چيزی را بر اساس پيشگوييهای خود بنياد گذاشته و تا چه حد پيشگوييهای او دقيق بودند؟ برخی می گويند, که نوسترداموس بسياری از وقايع اصلی را از جمله روی کار آمدن هيتلر را پيشگويي کرده بود, تا آن را تشويق کند برای جنگ جهانی دوم؛ پيشگوييهای او برای آيندة ما چيست؟ آيا اين مرد, نوسترداموس يک غيب گوی منور شده بود يا "يک نبی کاذب", با تأثير از نيروهای ديوی و تاريکی؟ سومين ضد مسيحِ ضد مسيحيان کيست؟ کتابمقدس در همة اين موارد چه می گويد و چقدر اين وقايع پيشگويي شده, در قبل و در آينده دقيق بوده اند؟

روی اين علامت فشار دهيد تا بتوانيد به صفحة بالا برويد.
پيشگوييهای نوسترداموس از طريق ستاره خوانی و نبوتهای کتابمقدس 
						قطعه نمايشهای طراحی شده از صليب مسيح؛ دکور برای موضوعات:
						پيشگوييهای نوسترداموس از طريق ستاره خوانی و نبوتهای کتابمقدس
						پايه, اعتبار و درستی ستاره بينی (نجوم) 
				  روی اين علامت فشار دهيد تا بتوانيد به موضوعات زير رجوع نماييد:
				  نوسترداموس, نبوتهای کتابمقدس و پيشگوييهای ستاره بينی

پايه, اعتبار و درستی
ستاره بينی (نجوم)


طراحی قطعات هنریِ مجانی : صورت فلکیِ دلو ( بهمن ماه), از 21 ژانويه الی 19 فوريه. 
طراحی قطعات هنریِ مجانی : صورت فلکیِ بزغالة نر (دی ماه), از 22 دسامبر الی 20 ژانويه. 
طراحی قطعات هنریِ مجانی : صورت فلکیِ خرچنگ ( تير ماه), از 22 ژوئن الی 22 ژوئيه. 
طراحی قطعات هنریِ مجانی : صورت فلکیِ قوچ ( فروردين ماه), تاريخ 21 مارچ الی 20 آوريل. 
طراحی قطعات هنریِ مجانی : صورت فلکیِ دو پيکر ( خرداد ماه), تاريخ 21 می الی 21 ژوئن. 
طراحی قطعات هنریِ مجانی : صورت فلکیِ شير ( مرداد ماه), تاريخ 23 ژوئيه الی 23 اوت. 
طراحی قطعات هنریِ مجانی : صورت فلکیِ ترازو ( مهر ماه), تاريخ 24 سپتامبر الی 23 اکتبر. 
طراحی قطعات هنریِ مجانی : صورت فلکیِ ماهی ( اسفند ماه), تاريخ 20 فوريه الی 20 مارچ. 
طراحی قطعات هنریِ مجانی : صورت فلکیِ کمانگير ( آذر ماه), تاريخ 23 نوامبر الی 21 دسامبر. 
طراحی قطعات هنریِ مجانی : صورت فلکیِ گاو ( ارديبهشت ماه), تاريخ 21 آوريل الی 20 می. 
طراحی قطعات هنریِ مجانی : صورت فلکیِ عقرب ( آبان ماه), تاريخ 24 اکتبر الی 22 نوامبر. 
طراحی قطعات هنریِ مجانی : صورت فلکیِ خوشه ( شهريور ماه), تاريخ 24 اوت الی 23 سپتامبر.

طراحی قطعات هنری از پيشگوييهای نبی کاذب به نام نوسترداموس, مشورت توسط پيشگويي با خورشيد, ماه, سيارات و ستاره ها, نبوتها و پيش بينی های او در حين ساخت آيندة دنيا.

جالب است که تقريبا" 10.000 نفر, بطور تمام وقت, همچنان 200.000 نفر بطور نيمه وقت در امريکا در ستاره بينی کار می کنند (طبق آماری ازکتاب "نيروهای فيزيکی" نوشته جن ولدون و کليفورد ويلسون).


طرح قطعه ای هنری از صورتهای فلکی در غرب با تمام تصويرهای صورتهای فلکی که بدين ترتيب است: دلو, قوچ, خرچنگ, بزغالة نر, دوپيکر, شير, ترازو, ماهی, کمانگير, عقرب, گاو, خوشه

بابليها ستاره بينی را در 300 سال قبل از ميلاد مسيح, بسيار جدی می گرفتند. در زمان قديم اعتقاد داشتند, که قدرت منطقه البروج (صورتهای فلکی ستارگان) روی زندگی انسانها تأثير دارد. صورتهای فلکی يونانی اوليه 13 طرح را نشان می دهند, يعنی دوازده به اضافة پلايادن.

ستاره بينی کنونی دوازده فلک البروج, که بنام صورت فلکی نيز ناميده می شود را بکار می برد. و نامهای آن اينگونه است: قوچ, گاو, دو پيکر, خرچنگ, شير, خوشه, ترازو, عقرب, کمانگير, بزغالة نر, آبکش, ماهی.

دو رشته اصلی برای ستاره بينی وجود دارد. ستاره بينی "سايدر" (چرخش ستاره در محور خود) خود را با صورت فلکی که در زمان تولد شخصی, و اينکه خورشيد چگونه در اطراف آن قرار داشته, مشـغول می کند, ستاره بينی "حاره ای" خود را با 30 درجه انحنای اصوار فلکی يا يک منطقه مشغول می کند. ستاره بينی "حاره ای" منطقه ای, از روی سهولت توسعه داده شد, زيرا "صورت فلکی خوشه, که از مرز 30 درجة مجاز فراتر می رود, و ترازو که فقط نيمی از آن در بخش مجاز قرار دارد, وضعيـت هايي را می سازند که در آن پيکرهای سحرآميز همه جا از مرزهای خود به طريقی فراتر می روند, بدينجهت کسی بايد "خط مرزی" می کشيد. برخی از گروه اختران فقط نزديک به پهنای 16 درجة معمول پهنای مدارِ پيکر آسمانی قرار دارد, بر عکس آن " مردی که مار را يا اژدها را می کُشد" (يک پيکر آسمانی) در درون اين صورتهای فلکی قرار دارد, اما در ستاره بينی بکار نمی رود" (نقل قول شده از کتاب فليم ـ فلَم بخش 4 بنام "بپر هوا, ای انسان پرنده نما" نوشتة جيمز راندی).

برخی از دلايل اصلی که عليه اطمينان به ستاره بينی است, در زير ذکر شده است :

1. در متن خود ستاره خوانی, بين ستاره بينی " سايدر" و "حاره ای" تناقض وجود دارد.

2. دويست و پنجاه ميليون ستاره در راه شيری ما و بيش از صد ميليارد راه شيری وجود دارد, که در تمام کهکشان در حرکت است. پس 25000000000000000000000 ستاره در تمامی کائنات وجود دارد, که شخصيت انسانی را می تواند به اصطلاح شکل دهند, که تمايلاتش و بی ميليش را تحت تأثير قرار دهند و همچنين می تواند شخصيت و جهت زندگيش را از پيش تعيين کنند . . . اين آن چيزی است که ستاره بينی می خواهد ما را با آن متقاعد کند!

3. بدليل فاصلة سال نوری آنها با ما, شايد نور ستارگانی را می بينيم, که ديگر وجود ندارند. آنها شايد پيش از هزاران يا ميلياردها سال در خود فرو پاشيده يا منفجر شده اند. پس آيا منصفانه است, اگر کسی بگويد, اين ستاره شخصيت کسی را در زمان تولد, از قبل تعيين کرده است؟

4. طبق ستاره بينی هر انسانی از يک تخت رنگ نقاشی پهنی از اصوار متأثر است, در خط اول توسط فلک البروج در هنگام تولد و نياکانشان؛ فلک البروجی که در هنگام تولد در شرق افق طلوع می کند. همچنين اصوار برجی, تصاوير پيشرفت شغلی و تصاوير مختلف محل سکونت برای يک شخص وجود دارد. به عبارتی, يک انسان ترکيبی است از همة فلک البروجها در صورتهای فلکی است.

5. مجله های ستاره بينی مختلف, طالع های کاملا" متفاوت از يکديگر برای همان برج را در همان روز عرضه می کنند. پس خط واضحی در ستاره بينی وجود ندارد.

6. چرا بايستی فلک البروج در هنگام تولد جوانه بزند؟ چرا فلک البروج در هنگام آبستنی نقش نمی بندد؟

7. بدن دکتری که در هنگام وضع حمل کمک می کند, ظاهرا" نيروی ثقل بيشتری روی کودک در حال بدنيا آمدن دارد تا از کل نيروی ثقل سيارة مريخ.

8. ستاره بينان به ما می گويند, که اصورا فلکی نسبت به موقعيت خود در 2000 سال پيش تغيير کرده اند. هر برج فلکی در راستای زمين 30 درجه بطرف غرب تغيير مکان داده است. پس شما بطور مثال در بهمن ماه (آبکش) بدنيا نيامده ايد بلکه در ديماه (بزغالة نر)!

کتابمقدس ما را در کتاب تثنيه4: 19 هشدار می دهد :
"و مبادا چشمان خود را بسوی آسمان بلند کنی, و آفتاب و ماه و ستارگان و جميع جنود آسمان را ديده, فريفته شوی و سجده کرده, آنها را که يهوه خدايت برای تمامی قومهايي که زير تمام آسمانند, تقسيم کرده است, عبادت نمايي." در تثنيه 17: 2-3 پرستش خدايان ديگر, يعنی اگر کسی "رفته خدايان غير را عبادت کرده و سجده نمايد, خواه آفتاب يا ماه يا هر يک از جنود آسمان" اينگونه می نامد " که در نظر يهوه خدايت ناشايسته است" .

آفتاب و ماه را پرستش کردن مانند اين می ماند که شخصی خود را به آن وابسته کند و تحت رهبری و هدايت آن قرار دهد. پس اگر شما به ستاره بينی يا نجوم آماتور اعتقاد داريد, به اين اعتقاد داريد که, پيکرهای آسمانی زندگی شما را جهت داده هدايت می کند.

نويسندة اين مطالب خود يک "گوروی" (رهبر روحانی بودايي) مشرق زمينی را می شناسد, که از شاگردانش می خواهد, که در برابر اجرتی زياد کارتهای ستاره بينی توسط ستاره بينان محل خود بچينند. اگر کارتهای ستاره بينی مناسب نباشد, می توان با دادن اجرت بيشتر به آن گورو يک "طالع مناسب" دريافت کرد. وضع خود گورو بسيار خوب است و کمبودی از نظر متقاضی ندارد, متقاضيانی که آماده هستند پول خوب پرداخت کنند.

در کل می توان گفت که ستاره خوانی در برابر تجزيه و تحليل معقول پايداری ندارد. چرا می بايست فردی بی جهت به سبب يک سيستم اعتقادی نگرانی و ترس داشته باشد, که توسط آزمايش با ادراک سالم انسانی قابل درک نيست؟ چرا بايد انتظارات غلط به پا کرد؟

آنگونه که اين وب سايت بطور واضح ثابت کرد, خالقی هوشمند خارج از زمان و مکان وجود دارد. چرا بايستی خود را بردة نقطه نظری از خلقت کرد, وقتيکه می توان خالق کهکشان را پرستش کرد؟ چرا به کوزه ای احترام گذاشت, وقتيکه می توان کوزه گر را احترام گذاشت؟ چرا نرم افزاری را تحسين کرد, در حاليکه می توان مهندس آنرا تحسين کرد؟


طراحی قطعات هنریِ مجانی : صورت فلکیِ دلو ( بهمن ماه), از 21 ژانويه الی 19 فوريه. 
طراحی قطعات هنریِ مجانی : صورت فلکیِ بزغالة نر (دی ماه), از 22 دسامبر الی 20 ژانويه. 
طراحی قطعات هنریِ مجانی : صورت فلکیِ خرچنگ ( تير ماه), از 22 ژوئن الی 22 ژوئيه. 
طراحی قطعات هنریِ مجانی : صورت فلکیِ قوچ ( فروردين ماه), تاريخ 21 مارچ الی 20 آوريل. 
طراحی قطعات هنریِ مجانی : صورت فلکیِ دو پيکر ( خرداد ماه), تاريخ 21 می الی 21 ژوئن. 
طراحی قطعات هنریِ مجانی : صورت فلکیِ شير ( مرداد ماه), تاريخ 23 ژوئيه الی 23 اوت. 
طراحی قطعات هنریِ مجانی : صورت فلکیِ ترازو ( مهر ماه), تاريخ 24 سپتامبر الی 23 اکتبر. 
طراحی قطعات هنریِ مجانی : صورت فلکیِ ماهی ( اسفند ماه), تاريخ 20 فوريه الی 20 مارچ. 
طراحی قطعات هنریِ مجانی : صورت فلکیِ کمانگير ( آذر ماه), تاريخ 23 نوامبر الی 21 دسامبر. 
طراحی قطعات هنریِ مجانی : صورت فلکیِ گاو ( ارديبهشت ماه), تاريخ 21 آوريل الی 20 می. 
طراحی قطعات هنریِ مجانی : صورت فلکیِ عقرب ( آبان ماه), تاريخ 24 اکتبر الی 22 نوامبر. 
طراحی قطعات هنریِ مجانی : صورت فلکیِ خوشه ( شهريور ماه), تاريخ 24 اوت الی 23 سپتامبر.

			  سری بخشهايي برای موضوعات زير:
			  نبوت و پيشگويي نوسترداموس برای سال 	
			  پايه, اعتبار و درستی ستاره بينی (نجوم)
روی اين علامت فشار دهيد تا بتوانيد به صفحة بالا برويد.
پيشگوييهای نوسترداموس از طريق ستاره خوانی و نبوتهای کتابمقدس 
						قطعه نمايشهای طراحی شده از صليب مسيح؛ دکور برای موضوعات:
						پيشگوييهای نوسترداموس از طريق ستاره خوانی و نبوتهای کتابمقدس
						نوسترداموس, نبوتهای کتابمقدس و پيشگوييهای ستاره بينی 
				  روی اين علامت فشار دهيد تا بتوانيد به موضوعات زير رجوع نماييد:
				  نبوتهای کتابمقدس در مقابل نوسترداموس

نوسترداموس, نبوتهای کتابمقدس و پيشگوييهای ستاره بينی


طراحی قطعه هنری از تصوير نوسترداموس, مايکل دو نوسترداموس از فرانسه (1503 - 1566)؛ نبی رمزگرايي که فکر می کرد قادر است آيندة دنيا را با هنر اخترشناسی و جادوگری, پيشگويي و يا پيش بينی کند؛ نوسترداموس در هنرهای ستاره شناسی, سنتهای جادويي در يهوديت (کابالا), نجوم, عناصر فلک البروج, جادوگری, رياضی و طب بسيار زبردست بود.

" شما ترجيح می دهيد نزد کسی مشورت بگيريد, که مثلا" با ارواح مردگان ارتباط برقرار می کند, يا از فالگير سؤال می کنيد, کسی که بسيار اسرار آميز حرف می زند يا زمزمه می کند. اگر بخواهند شما را فريب دهند, پس جواب دهيد: "آيا قوم از خدای خود سؤال ننمايند و آيا از مردگان به جهت زندگان سؤال بايد نمود؟" (اشعيا 8 : 19)

نوسترداموس يک نبی رمزگرا بود, که از 1503 تا 1566 زندگی کرد. ميشل نوسترِدام در شهر سن رِمی در کشور فرانسه, در خانواده ای يهودی بدنيا آمد, که بعدها مسيحی کاتوليک شد. طبق چند اشاعة معروف, از قرار در دانشگاه مونت پليه به تحصيل طب پرداخت. اما " پتر لِمِسورير" (Peter Lemesurier ) در کتاب بسيار عالی خود بنام " نوسترداموس بی نام و نشان" نوشته است, که نوسترداموس در سال 1529 اگر چه می خواست که خود را در دانشگاه مونت پليه ثبت نام کند, اما ورود او توسط "راندلت", منشی دانشجويان, منع شد, زيرا او را يک "شارلاتان" می دانست. هيچ مدرک ديگری که دوباره دانشگاه او را پذيرفته است وجود ندارد.

بعد از امتناع در پذيرش, بعنوان داروساز در اروپا در پی علم پزشکی گردش کرد. زمانيکه طاعون در سال 1546 به شهرستان آيکس اِن (Aix – en) رسيد, اطبای محلی از هراس فرار کردند. دکتر عاليقدر آگير فرير (Augier Ferrier) از شهر تولوز, فارغ التحصيل از دانشگاه مونت پليه, به اطبای همکار خود پيغام داد: " شهر را به سرعت ترک کنيد, به خوبی خود را دور نگهداريد, و خيلی ديرتر برگرديد."

لمسورير توضيح می دهد: "تنها پزشک معروفی, که در ماندن و در کار بودن عليه طاعون می شد روی آن حساب کرد, هنوز در مارسی مشغول بود, و نمی توانست يا نمی خواست بيايد, چاره ای نبود, از اينکه معاون او را دعوت کنند. اگر ليرکاستنمن (Leierkastenmann ) هم نمی خواست که بيايد, می بايستی به ميمونها اکتفا کنند."

شهر آيکس در ژوئن سال 1546 "ميشل دو نوستردام" را برای مبارزه با طاعون استخدام کرد. برای مبارزه با طاعون نوسترداموس چند قرص گل سرخ را با هم مخلوط کرد. بعدها اعتراف کرد, که هيچکدام از روشهای او مؤثر نبوده و حتی اينکه قرصهای گل سرخ او فقط مادة پيشگيری از بيماری بوده است. همسر و پسران او به طرز غم انگيزی از طاعون مردند.

سليمان نبی در کتاب جامعه خود گفته است: "آنچه بوده است همان است که خواهد بود, و آنچه شده است همان است که خواهد شد و زير آفتاب هيچ چيز تازه نيست." (جامعه1: 9). همانگونه که اکثرا" در تاريخ بوده, همچنين نيز در قرن پانزدهم و اوايل قرن شانزدهم پر از وقايع آب و هوايي, اقتصاد, سياسی و مذهبی بود. در سالهای بعد از 1520 در اروپا به طريقی در "زمان يخبندان کوچک" بودند. محصول نابود شده بود, طاعون شهرها و دهکده ها را از بين برده بود, و سران کشورهای اروپايي دائما" بر عليه هم جنگ می کردند. سليمان کبير, با لشکر ممتاز و ورزيدة خود از ترکيه عثمانی در جنوب شرقی اروپا تا دروازه های وين را تصرف کرد.

از آنجايي که افراد تصويری ناواضح از آينده داشتند, در جامعه عمومی يک گرسنگی سيری ناپذيری برای کتابهای نبوتی بوجود آمد. يکی از موفقيت آميزترين آنها کتاب "Mirabilis Liber " " مجموعه پيشگوييها" از سال 1522 بوده است, که نوسترداموس بدون شک آنرا خوانده و الهام گرفته بود. از بسياری جنبه ها يک تعبير و تفسيری از نبوتهای کتابمقدس است (مکاشفة يوحنا: هر دو نبی در برابر ضد مسيح ايستاده اند, حزقيال 38-39 :جوج از زمين ماجوج, و متفقين جـوج بـه اسرائـيل حـمـله می کنند؛ يوئيل2 : ارتشی کامل و تعليم يافته از شمال). يک نقل قولی بعنوان نمونه در زير آمده است:

"در ميان آرامی ناگهان از شمال با جوج و ماجوج ملتی بر می خيزد, که تمام دنيا را به لرزه می اندازد. به وحشت می اندازد, تمام انسانها خود را در کوهستانها و بين صخره ها مخفی می کنند, تا از آن حال خود فرار کنند. آنها از نسل يافث نيـستند. بلا از شمال گوشـت انسانها را و مـارها زنان و کـودکان را می خورند."

برعکس آن در حزقيال 38: 2-9 آمده است, که احتمالا" صحنة زمان آخر از حارمگدون يا زمان قبل از حارمگدون به تصوير کشيده می شود. (طبق حدسيات بايد هفت سال يا حتی فقط سه سال و نيم قبل از نبرد, حارمگدون اتفاق بيافتد):

"ای پسر انسان نظر خود را بر جوج که از زمين ماجوج و رئيس رُوش و ماشَک و توبال است بدار و بر او نبوت بنما. و بگو خداوند يهوه چنين می فرمايد: اينک من ای جوج رئيس رُوش و ماشَک و توبال به ضد تو هستم. و تو را بر گردانيده, قلاب خود را به چانه ات می گذارم و تو را با تـمامی لـشکـرت بـيـرون می آورم. اسبان و سواران که جميع ايشان با اسلحة تمام آراسته, جمعيت عظيمی با سپرها و مِجَّنها و همگی ايشان شمشيرها به دست گرفته, فارس و کوُش و فوط با ايشان و جميع ايشان با سپر و خُود, جومر و تمامی افواجش و خاندان توجرمَه از اطراف شمال با تمامی افواجش و قوم های بسيار همراه تو. پس مستعد شو و تو و تمامی جمعيتت که نزد تو جمع شده اند, خويشتن را مهيا سازيد و تو مستحفظ ايشان باش. بعد از روزهای بسيار از تو تفقد خواهد شد. و در سالهای آخر به زمينی که از شمشير استرداد شده است, خواهی آمد که آن از ميان قومهای بسيار بر کوههای اسرائيل که به خرابة دائمی تسليم شده بود, جمع شده است و آن از ميان قوم ها بيرون آورده شده, و تمامی اهلش به امنيت ساکن می باشند. اما تو بر آن خواهی برآمد و مثل باد شديد داخل آن خواهی شد و مانند ابرها زمين را خواهی پوشانيد. تو و جميع افواجت و قوم های بسيار که همراه تو می باشند."

حزقيال نبی اشغال اسرائيل را نبوت کرده است, که قومش در ميان ملتهای ديگر پخش شده و در "روزهای آخر" دوباره با هم جمع شده بودند. هم پيمانی از جوج شروع که از " اطراف شمال" می آيد. (حزقيال39: 2). بسياری از کشورهای نامبرده شده قابل شناخت و تشخيص است. کمی بعدتر خدا توسط زلزلة عظيم, طاعون, بارانهای سيل آسا, آتش, گوگرد و بذرها از درگيری درون تصرفات مداخله می کند. ارتش اشغالی نابود خواهد شد (حزقيال39: 3-6 ):

"و کمان تو را از دست چپ انداخته, تيرهای تو را از دست راستت خواهم افکند. و تو و همة افواجت و قومهايي که همراه تو هستند بر کوههای اسرائيل خواهيد افتاد و تو را به هر جنس مرغان شکاری و حيوانات صحرا به جهت خوراک خواهم داد. خداوند يهوه می گويد که به روی صحرا خواهی افتاد زيرا که من تکلم نموده ام. و آتشی بر ماجوج و بر کسانی که در جزاير به امنيت ساکنند خواهم فرستاد (احتمالا" حملات بمبهای اتمی) تا بدانند که من يهوه هستم."

حزقيال 39: 14-15 به ما چنين می گويد, که کسانی معين خواهند شد, تا هفت ماه تمام در زمين گردش کنند, تا زمين را بگردند و در کنار استخواها را نشانه بگذارند. دفن کنندگان مخصوص, (احتمالا" " گروه مشخص کنندة آلودگی اتمی" برای تشخيص راديواکتيو), و آنها را در وادی هامون جوج دفن کنند.

بدون شک نوسترداموس به دليل زمينة يهودی بودن خود نبوتهای عهد عتيق را می شناخته. از آنجاييکه مردم آماده بودند, پول بسيار بپردازند برای فهميدن آينده, بخصوص برای آب و هوای سال بعد, در اروپا هر ساله دو تا سه دوجين سالنامه چاپ می شد, که از آنها بسياری بر اساس کتابمقدس بود.

نوسترداموس به اين شغل سودمند قدم گذاشته و اولين سالنامة خود را منتشر کرد:

نوسترداموس برای پيشگوييهای خود چنين روشهايي را بکار گرفت :


طراحی قطعه هنری از تصوير نوسترداموس, مايکل دو نوسترداموس از فرانسه (1503 - 1566)؛ نبی رمزگرايي که فکر می کرد قادر است آيندة دنيا را با هنر اخترشناسی و جادوگری, پيشگويي و يا پيش بينی کند؛ نوسترداموس در هنرهای ستاره شناسی, سنتهای جادويي در يهوديت (کابالا), نجوم, عناصر فلک البروج, جادوگری, رياضی و طب بسيار زبردست بود.

‌أ. خيلی خورده بين نباش, مبادا که بتوانند اشتباه تو را اثبات کنند. غير مشخص و بصورت حرف رمز درآمده باشد.

‌ب. چنان بنويس که خوانند باور کند, که تو چيزی می دانی, حتی اگر چيزی نمی دانی، و به چيزی دو پهلو مبهم اشاره کن, طوری که نمی خواهی چيزی بگويی. ايـن بـاعـث بـالا رفتـن "جذابيت اسرارآميز" شده و می گذارد که نبوتهای تو "عظيم" جلوه کند.

‌ج. چيزهايي را پيشگويي کن, که به احتمالی قوی جور درآيد : جنگ, طاعون, وقايع آب و هوايي, سياستهای توطئه ای, مرگ افراد مشهور, تصادفات . . . و طبيعی است که: اينها را به شکل حرف رمز نبوت کن.

‌د. اگر به اندازة کافی نبوت عرضه کنی, بالاخره يکی از آنها بعلت احتمالات آماری درست است, به عبارتی "اگر به اندازة کافی به ديوار گل ريخته شود, قسمتی از آن بالاخره روی ديوار می ماند." در "پيشگوييهای" خود برای سال 1554 نوسترداموس 149 نبوت جديد داشت. بعدها او 300 نبوت در سال داشت.

‌ه. به منظور بيشتر اعتبار داشتن, شخص بايستی چند پيشگويي "عطف به ما سبق" را هم اضافه کند. کسانی که زود باور هستند, به مرور زمان فراموش می کنند, که تو در حال پيشگويي نيستی بلکه فقط وقايع اتفاق افتاده در گذشته را تکرار می کنی. نادانان نمی توانند اين تفاوت را تشخيص دهند.

‌و. بگذار چند نبوت که به هدف نخورده بوده است, دوباره بيدار شود, تاريخ قاعدتا" تکرار می شود, و تو می توانی "شانس بياوری".

  طرح قطعه هنری از نمودار نجومی که نوسترداموس از آن استفاده می کرد, تا با آن در بارة آيندة دنيا  پيشگويي و پيش بينی کند.

چهل سال بعد از اينکه نوسترداموس اولين "سالنامة" خود را منتشر کرد, نتوانست به چويگنی (Chevigny ) منشی وفادارش در روزهای آخر, هويت حتی يک پيشگويي, که کامل صحيح باشد را, اثبات کند. او بهانه های بيهوده می آورد, که "در واقع سال ديگری منظورش بوده است". در سال 1553 نوسترداموس دو "سالنامه" منتشر کرد, که به طور واضح با هم متفاوت بود (شايد تقريبا" مانند اينکه, وقتيکه کسی طالع بينی خود را برای همان روز در دو مجلة طالع بينی بطور متفاوت پيدا کند). اين غير معمول نبود, که نوسترداموس پيشگوييهای خود را در انتشارات بعدی "دوباره گرم کند". بطرز جالبی, انبيایِ خدا در عهد عتيق همواره صد در صد نبوتها (پيشگوييهای) خود را درست می گفتند. مجازات برای اينکه, اگر صد درصد درست نگويند, سنگسار شدن بود. در زمان عهد جديد نبوت يک "عطية روح" است. روح راستی نبوت از روح خدا, يعنی روح القدس, الهام گرفته و زنده می شود. از آنجاييکه خدا خارج از بُعد زمان وجود دارد ( نگاه کرده شود به مبحث موضوع "زمان مشخصه ای فيزيکی است با يک آغاز" در بخش 9 از اين وب سايت بنام "خلقت در برابر کامليت" در زير مجموعة " دلايل فلسفة عالم هستی برای وجود خدا" ), دروغ نميگويد و آغاز و پايان تاريخ بشر را از ديدگاهی با بُعدی مجزا می بيند.

تنها نبی حقيقی خدا, کسانی که خدا ديدی مافوق طبيعی برای آينده به آنان بخشيده, بدون خطا هستند. در نور اين استاندارد مطلق, پيشگوييهای نوسترداموس تکبر هستند. (تثنيه 18: 22)

نوسترداموس برای پيشگوييهای خود به ستاره خوانی تکيه کرده و اعتراف کرده بود, که با کارت سيارات فلک البروج مشورت کرده است. کارتهای سيارات با اين اعتقاد درست می شوند, که پيکرهای آسمانی سرنوشت انسانها را تحت تأثير قرار می دهند, که البته حدس و گمانی بيش نيست, همانگونه که ما در تجزيه و تحليل ستاره بينی در بالا ديديم. از اينجهت در کارهای نوسترداموس مسئله بر سر حدس جزئيات (پيشگويي دريافتی) است, که علاوه بر اين بدليل پايه های ستاره بينی, جادوگری است. نوسترداموس خود را در حدس و گمان, شارلاتانی (به ذيل نگاه کنيد) و رمزگرايي و جادوگری مشغول کرده بود.

تخمين و حدس پا در فرضية غير عقلانی دارد, در اينکه وقايع مشابه در تاريخ بشريت, در آينده دوباره تکرار می شوند, حتی صدها سال بعد، هنگاميکه همان ترتيبات سياره ای دو باره می آيند (سيارات دوباره در همان صورت فلکی قرار می گيرند). چيزی که تهاجم هانيبال در اسپانيا و سواحل اروپايي مديترانه بسيار شبيه است, طبق گفتة نوسترداموس دوباره اتفاق می افتد, اگر هـمان فلـک البروجِ سياره ای در آينده دوباره نشان داده شود.

پس نوسترداموس بايد فقط جايگاه سيارات را در زمان واقعة تاريخی گذشته ورق بزند, سپس يک کتاب قابل دسترس با لوحه ای از سيارات برای مشورت بردارد, مانند بطور مثال, "لوحة آلفونسين" از جان مـورس, که در قـرن 14 منتشر شـده و قابــل دستـرس بـود, يــا " دو مـاگنيس کونيوکتيبـوس " (De magnis Coniunctibus) از قرن 9, که از او دائما" نقل قول کرده می شود, و بالاخره با کمک لوحة سيارات مشخص کرده, زمانيکه نمونة مشابه در آينده واقع می شود. در چندين مورد نوسترداموس ساده وضعيت آنزمان سياره را می داده و فهم زمان آينده آنرا به خواننده واگذار می کرد (واقعة تکرار شده), زيرا اين ترکيبات شامل جايگاههای مهم از طراحي های سخت داخل سيارات بود.

برای اين, احتياج به هنر پيشگويي بزرگی نيست. " آسترنوميکوم سزاريوم" (Astronomicum Caesareum) با يک جمله انتشار يافت " کامپيوتر کاغذی قطعه مانند", که کار آنانی که طالب ستاره بينی هستند را آسان می کند. ما اغلب نوسترداموس را بعنوان مردی با يک کلاه مخروطی آراسته شده با يک حلال ماه تصور می کنيم, که نيمه شبها در حرکت مه در يک گوی شيشه ای خيره می شود. اما ظاهرا" چنين نبوده است. ستاره بينان حرفه ای در دورة او, بی کفايتی بديهی ستاره بينی او را مورد حــمله قــرار می دادند.

در حقيقت نوسترداموس چيز زيادی از ستاره خوانی نداشت. تقريبا" هر طالع بينی که او برای افراد متموّل می ساخت, به گفتة پتر لِمِسورير دارای خطاهای چشمگير بود و "تقريبا" نيمی از آن دارای يک سری از اشتباهات بود". به اين دليل نوسترداموس از مشتريهای خود انتظار داشت, که قبل از ملاقات با او بگذارند کارتهای ستاره بينی آنها توسط ستاره بينان حرفه ای تهيه شود. حالا فرد می تواند از خود سؤال کند, چرا اصلا" کسی به خود زحمت می دهد, نوسترداموس را بجويد! شايد قابل مقايسه باشد با, اينکه کسی برای اطمينان بيشتر بخواهد نظر دکتری متخصص را بداند, بعد از اينکه دکتر عمومی تشخيص خود را داده است. مشکل اينجا اينگونه است, که دکتر عمومی با کفايت تر از " کارشناس دوم" است.

با اين حال نوسترداموس فرمول موفقيت برای پيشگويي وقايع گذشته در آينده را پيدا کرده بود. چنانچه وقايع دائم تکرار شوند, می توان پيشگوييهای فراوانی را درست کند و اينگونه ريسايکلی (چيزی را در مکانی ذخيره و برای بعد مورد استفادة دوباره قرار دادن) از وقايع تاريخی مهيا کند: ستاره های دنباله دار, قحطی, بلا, ملخ, جفا و تحت تعقيب قرار گرفتن کليسا, آتش سوزيها, توطئه های دربار, جنگها, پيروزيها, شکست, خيانت, نبردهای دريايي, ظاهر شدن هيولا, زمين لرزه, تجاوزات, پاپهای در حال فرار, مارهايي که از افريقای شمالی می آيند و غيره . . . او در يکسال بيش از 300 پيشگويي گفته بود! آنچه هنری فورد برای اتومبيل بود, نوسترداموس برای پيشگويي بود. او سه "سالنامه" يکی در سال 1557 و دوتای ديگر در سال 1558 منتشر کرد.

وقايع قابل پيش بينی بلاواسطه, همچنين مناسب بعنوان پيشگويي هستند. بعنوان مثال نوسترداموس برای فوريه 1554 از پيش گفته بود, که دو پاپ خواهند مرد. اما اين اتفاق در سال بعد افتاد. هنگاميکه پاپها پير و مردنی هستند, مرگ آنان دير يا زود قابل ديدن است. مثل اين می ماند که امروزه پيش بينی شود: " در اين سال ترورهايي در خاورميانه بوقوع خواهد پيوست." احتياج نيست آدم نبی باشد, تا به چنين نتيجه ای برسد, نتيجه ای که غيرقابل اجتناب است. از نظر تاريخی اگر نگاه شود در خاورميانه هميشه ناآرامی وجود دارد, و به گونه ای در تمام زمين.

1555 نوسترداموس با اين ادعاها شروع کرد, که دارای الهامات الهی است, که بدينوسيله به پيشگوييهای او اقتدار بی چون و چرا می بخشد.

نوسترداموس گفته های خود را با اين کلمات تضمين می کند: " Dieu est sur tous les asters" ( "خدا بر رأس همة ستارگان ايستاده" ). پس چنانچه پيشگويي او به حقيقت نمی پيوست, يعنی راحت و ساده, خدا عقيدة خود را عوض کرده است. پس بارِ برآورده نشدن پيشگويي، ديگر روی نوسترداموس نبود, بلکه روی خدا بود. از اين می توان نتيجه گرفت, که نوسترداموس احتمالا" اعتقاد داشت, ارتباط خصوصی با خدا دارد, ارتباطی که هيچکس ديگری نداشته است ( چيزی که هر نبی کاذب و برخی از "مسيحيان فعال" انجيلی اين را به شما اطمينان می دهند!).

کتابمقدس در تثنيه بطور واضح هشدار می دهد: "و در ميان تو کسی يافت نشود که پسر يا دختر خود را از آتش بگذرانند, و نه فالگير و غيب گو و نه افسونگر و نه جادوگر, و نه ساحر و نه سؤال کنندة از اجنه و نه رمال و نه کسی که با مردگان مشورت می کند. زيرا هر که اين کارها را کند, نزد خداوند مکروه است و بسبب اين رجاسات, يهوه خدايت, آنها را از حضور تو اخراج می کند." (تثنيه18: 10-12). بدون شک توده ای از انبيای توليد کنندة پيشگويي, مانند نوسترداموس زير طلسم اين آيات کتابمقدس قرار دارند.

" کرونيک ليونِز" (Chronique Lyonnaise), در تابستان سال 1555 اجازه داد, که نوسترداموس در کف خوانی، رياضيات و ستاره بينی کار کند. لاورنت ويدل (Laurent Videl ) نوسترداموس را در نوشته اش در سال 1558 انتقاد کرده و متهم می کند، که او در راه دربار پادشاهی 10 کرون (به مقياس امروزی در حدود 700 يورو) از زنی اهل ليون با کلاهبرداری بدست آورد, اينگونه که به او نسخه ای بی ارزش داد, که عمل هم نکرد. بعد از اينکه آن زن فرياد زد که :"10 کرون مرا پس بده, زيرا نسخة تو بدرد نخور است", نوسترداموس مانند شارلاتانی بی شرم گفته بود: " همه چيز درست است" و از پس دادن ده کرون امتناع کرد.

در ادامة پيشگويي هايش, او از کاترين دو مديسی, همسر پادشاه هنريش دوم, (به صورت مشابهی که ملکه آلکساندرای خوش باور از روسيه, قربانیِ راسپوتين شد) با او مشورت کرد و او دکتر پادشاه کارل يازدهم در سال 1560 شد. بعدها او عضو دورة متفکرينِ يوليوس سزار اسکاليگر شد. که سزار دوستی خود را با نوستردآموس به تلخی فسخ کرد, به اينصورت که او را "بی مغز و خبيثی فرومايه", پخش کنندة "دروغ و بزهکار گدا" ناميد.

داستان اينگونه بود که کاترينا دو مديسی از نوسترداموس خواهش می کند که نشستهای اعتقاد به روح را در قصر زيبای او شامـون (Chaumont) به اجراء درآورد. شوهر او, هاينريش دوم, مـــرده بود, و او می خواست سرنوشت پسرانش را, به ترتيب پادشاهی بداند. نوسترداموس نشست را رهبری کرد. در حينی که در "آينه جادويي" خيره شده بود, يک "فرشته" (از ديدگاه مسيحی يک موجود ديوی، که وانمود می کند که فرشته است) آنائل (چون چنين فرشته ای در کتابقدس وجود ندارد) را صدا کرد.

در آينه جادويي کاترين پسران خود را ديد. فرانس دوم, تازه تاجگذاری شده, ظاهر می شود و وارد اطاقی خيالی که در آينه قابل ديدن بود شده و يک دور در اطاق می چرخد. سپس کارل ظاهر شده, که جانشين فرانسِ پادشاه (برادرش) می شود, و چهارده بار دور اطاق می چرخد, قبل از اينکه ناپديد شود. در پايان هاينريش سوم از فرانسه در آينه ظاهر می شود و پانزده بار دور اطاق می چرخد. هر بار دور زدن در اطاق يکسال بر سر قدرت بودن پادشاه را نشان می داد. فرانس دوم مدت طولانی زنده نماند. برادرانش به جانشينی او به ترتيب آمدند و هر کدام چهارده و پانزده سال تمام حکومت کردند.

در رو در رويي با پيشگويي هايي که به صورت حرف رمزی و مغشوش, که نوسترداموس برای ارائه داشت, و جزئيات و دقت پيشگوييِ "آينه جادويي", جای شک است, که آيا چنين جلسات اعتقاد به روح اصلا" برگزار شده است. نوسترداموس انکار می کند, که او با "روحهای خانواده" مشورت می کرده است (ديوهايي, که بعنوان مرده ها خود را وانمود می کردند؛ مردگان نمی توانند با زنده ها مکالمه کنند ـ نگاه کنيد به بخش 3 از اين وب سايت www.earthharvest.org "انکار کنندگان راه سادة نجات", زيرمجموعة "جادوگری, ساحره گری, رمزگرايي" ), چيزی که اصلا" دليل جلسات اعتقاد به روح است. او از منتقدين خود چنين شکايت می کند, که :

" سريع تقصيرات را به گردن من گذاشتن و به بدی در بارة من حرف زدن و ادعا کردن, که اين اعلانات از يک "ديو خانواده" ريشه گرفته است . . . چنين چيزی به واقع از حقيقت دور است, مثل خود آنها که بدون شک از عقل و شعور, و از قوة تشخيص درست بسيار دور هستند, از آنجاييکه ادراک آنان بر اثر حسادت و بی معرفتی مختل شده است."

شايد"سنتوريز" (کتابچه هايي با صدها برگ) که ابتدا در سال 1555 از نوسترداموس منتشر شده معروفترين رساله ستاره بينی در رنسانس باشد. هر انتشار "سنتوريز" شامل 100 پيشگويي با قافية چهار سطری می باشد. نوسترداموس شهرت باقيمانده را در سال 1559 بدست آورد, زمانيکه هاينريش دوم از فرانسه به صورتی مرد, که در "سنتوريز" خود احتمالا" چنين از پيش گفته بوده است :

مــرگ هاينريــش دوم


تصاويری طراحی شده از هِنری دوم پادشاه فرانسه. نوسترداموس پيشگويي کرده بود که هنری دوم پادشاه فرانسه در يک دوئل کشته خواهد شد. آيا نوسترداموس واقعا مرگ پادشاه فرانسه هنری دوم را پيش بينی کرده بود؟
Le lyon jeune le vieux surmontera,
En champ bellique par singulier duelle:
Dans caige d’or les yeux luy creuera,
Deux classes vne, puis mourir, mort cruelle.

"شير جوان بر شير پير غالب شود,
در ميدان جنگ, يک دوئل شود:
در قفسی طلايي چشمان او سوراخ شود,
از دو سرور, يکی با مرگی فجيع بی جان شود."

تصاويری طراحی شده از هِنری دوم پادشاه فرانسه. نوسترداموس پيشگويي کرده بود که هنری دوم پادشاه فرانسه در يک دوئل کشته خواهد شد. آيا نوسترداموس واقعا مرگ پادشاه فرانسه هنری دوم را پيش بينی کرده بود؟

در تابستان 1559 دختر هاينريش دوم با پادشاه فيليپ دوم از اسپانيا, و مارگريت, خواهر هاينريش دوم, با شاهزادة ساوينه ازدواج کردند. قسمتی از اين جشن بزرگ "دو تا عروسی" نيز مسابقه ای بود. هاينريش عليه گابريل از لُرگس اشراف زاده ای از مونت گومری مسابقه داد, , هاينريش نتوانست او را از زين اسبش بلند کند و در نتيجه دوباره مسابقه را تکرار کردند. نيزة مونت گومری شکست, زمانيکه دو سوارکارشرکت کننده در مسابقه با هم تصادم می کنند, تکه ای از نيزة شکسته شده از کلاه هاينريش داخل شده, جمجمة او را بالای چشم راستش سوراخ کرده و وارد مغزش شد. هاينريش از پا افتاد و ده روز بعد مُرد.

اين چهارسطر واقعا" مرگ هاينريش دوم را پيشگويي می کند, چيزی که بسياری ادعا می کنند؟ نوسترداموس در پيشگفتار دومين بخش "سنتوريز" خود در 14 مارچ 1557 يک نامه ای مفصل و چاپلوسانه به هاينريش دوم نوشت, که اينگونه بود: "از آن زمانيکه صورت بلند و تاريک من برای اولين بار جلوی الهی بودن بی انتهای آن اعليحضرت ظاهر شد, اوه پادشاه مسيحايي و پيروزترين, دائما" نور چشم انداز جلال و احترامی بدون اختتام معقول چشم مرا کور کرده است, از تاريخی که حضور شما برابرم بود, . . . من تحت تأثير از اشتياقی بی نظير بودم, ناگهان من از تيره گی مبهم در نور حضور پادشاه کهکشان ارتقاء يافتم . . . (منبع: " از کتاب ماسکِ نوسترداموس" نوشتة جيمز راندی ).

هيچ سند اثباتی در اين دو سال قبل از مرگ هاينريش دوم برای اينکه نوسترداموس نامه ای نوشته, و در آن پيش رو بودن مرگ " پادشاه مسيحايي و پيروزترين" را پيشگويي کرده باشد, وجود ندارد. اگر در اين نامه از مرگ هاينريش دوم نبوتی شده بود, اينچنين می شد فرض را بر اين گرفت, که نوسترداموس هاينريش را هشدار داده بود.

مونت گومری از هاينريش جوانتر بود, اما چند سالی, آنقدر که " شير جوان بر شير پير غالب شود" معنی نمی دهد.

جيمز راندی در کتاب مفيد خود " ماسک نوسترداموس" اينگونه نشان می دهد, که فرانسويها هرگز شير را بعنوان سمبل سلطنت استفاده نکرده اند. سمبل حيوانی سلطنت آنها خروس جنگی بود.

در رابطه با بيت دوم از اين چهاربيتی " در يک ميدان جنگ, يک دوئل شود", اول اينکه يک مسابقه اسب سواری, يک ميدان نبرد نيست, بلکه فقط يک مسابقه است. انتظار جراحتهای جدی هم وجود نداشت. اما اگر يک نفر اصرار دارد که مسابقه اسب سواری ميدان جنگ است, به هر حال مرگ هاينريش بر اثر دوئل دو نفره نبود. هاينريش نتوانست مونت گومری را از روی زين بلند کند در عبور اول و تقاضای بار دوم را کرد. مونت گومری تقاضای پادشاه را قبول کرد. پس اينجا صحبت از "دومين" دوئل است.

" در قفسی طلايي چشمان او سوراخ شود" سرنوشت هاينريش را انعکاس نمی دهد, زيرا هيچکدام از چشمان او سوراخ نشد. نيزة مونت گومری جمجمة هاينريش بالای چشم راست پادشاه را سوراخ کرد. طلا نرم است و محافظتی را ارائه نمی دهد. کلاههای مسابقه هرگز از طلا نبود, به استثنای پوشش تزئينی يا آرام روی آن.

آخرين بيت " از دو سرور, يکی با مرگی فجيع بی جان شود." قاعدتا" برای مرگ هاينريش دوم بی اهميت است, به غير از اينکه مرگ او "فجيع" يا بهتر بگوييم "غم انگيز" بود. "فجيع" تقريبا" اين معنی را می دهد که قصد قبلی در مرگ او بوده است, که می بينيم در اينجا اينچنين نبود. زخمی که توسط مونت گومری ايجاد شد, نتيجة يک تصادف بود نه از روی نيت قبلی.

آدولــف هيتـــلر 2 - 24


قطعه ای هنری از طرح پرچم آدولف هيتلر. آيا پيشگوييهای نوسترداموس در بارة بوجود آمدن و سقوط رايش سوم (آلمان نازی) و آدولف هيتلر در دورة جنگ جهانی دوم درست بود؟ آيا نوسترداموس در بارة جنگ جهانی سوم پيش بينی يا پيشگويي و نبوتی کرده است؟
Bestes farouches de faim fleuues tranner,
Plus part du champ encontre Hister sera.
En caige de fer le grand sera treisner,
Quand rien enfant de Germain obseruera.

"حيوانات ديوانة وحشی گرسنه در رودها شناورند,
قسمت بزرگ ارتش بر عليه دانوب پايين جبهه گرفته اند,
آن بزرگ در يک قفس آهنين کشيده شد
درحاليکه برادر کوچکتر متوجه هيچ چيز نشد."

قطعه ای هنری از طرح پرچم آدولف هيتلر. آيا پيشگوييهای نوسترداموس در بارة بوجود آمدن و سقوط رايش سوم (آلمان نازی) و آدولف هيتلر در دورة جنگ جهانی دوم درست بود؟ آيا نوسترداموس در بارة جنگ جهانی سوم پيش بينی يا پيشگويي و نبوتی کرده است؟

اينجا هم ما يک پيشگويي با حرف رمز از نوسترداموس داريم, که می تواند برای وضعيتهای متفاوت بکار گرفته شود. هنری سی رابرتس (Henry C. Roberts ) در کتاب خود به نام " پيشگوييهای کامل نوسترداموس" از اين عقيده جانبداری می کند, که اين چهار بيتی پيشگويي سرنوشت هيتلر است. او " قفس آهنين" را بعنوان پناهگاهی در برلين تعبير می کند, آنجا که هيتلر مرد. يک پناهگاه بتونی اما بيشتر بعنوان "قفسی بتونی" بايد تعبير شود و شبکة ميله ای بعنوان "قفس آهنی". مفسرين کلاسيک و تعليم يافته در بارة نوسترداموس از اين واقعيت آگاهند, که در زمان روم قسمت پايينی دانوب بعنوان "ايستر" يا "هيستر" معروف بود, و روی نقشه های رومی اينها قابل اثبات است

بسياری محققين بيت آخر از اين چهار بيتی را اينگونه تعبير کرده اند:

"Quand rien enfant de Germain obseruera. " يعنی " اگر کودک آلمانی راين را ببيند". " Rein " به فرانسوی يعنی " هيچ چيز" و نه به معنی همان " Rein" , و " enfant de Germain " از قرن 12 تا 16 به معنی " برادر" يا " فاميل نزديک" بوده است. (از کتاب جيمز راندی)

هيتلر و گُبلِس سعی کردند, از اين نبوت سرمايه به چنگ بياورند. هيتلر می دانست, که "هيستر" در گفتار زبان لاتين همان دانوب پايين بوده است, اما اعتقاد داشت, که اين چهار بيتی دو معنايي است و مربوط به او می شود.

پس اينجا می توان اين سؤال را کرد که چرا, اين متن خيلی تملق آميز نيست. به هر حال بيت بعدی از اين صحبت می کند, که "آن بزرگ" به قفسی آهنی کشيده می شود.

تمامی اين حدسيات در اينباره, که نوسترداموس منظورش از اين کلمة "هيستر" چه بوده است, بسيار عجيب غريب است. اما آن پيشگوی "بزرگ" رنسانس خود اين معما را در پيشگويي برای نوامبر 1554, اينگونه حل می کند:

"مردی بسيار دانا آخر ماه, هنگاميکه او رود هيستر, که به نام دانوب نيز خوانده می شود, را می پمايد, اگر به راه خود ادامه داده و به اعماق آن برسد, گُم خواهد شد (منبع: از کتاب "نوسترداموس گمنام" صفحة 68 ).

او منظورش از "هيستر" "هيتلر" نبوده, بلکه دانوب بوده است!

چــهار بيــتی در بارة جــنگ جــهانی سـوم

بسياری بيتهای آمده در زير را بعنوان توضيح در بارة جنگ جهانی سوم که خواهد آمد تعبير کرده اند, حمله به نيويورک :


عکسی از انفجار بمب اتم؛ انفجار هسته ای بمبی اتمی که نمايانگر جنگ جهانی سوم است. آيا پيشگوييهای نوسترداموس شامل جنگ جهانی سوم نيز است؟
Cinq et quarante degres ciel bruslera
Feu approcher de la grand cite neufve
Instand grand flame esparse sautera
VI.97

"آسمان در منطقه 45 گراد در حال سوختن است.
بلافاصله چيز بزرگی می پرد,
و شعلة آتش را به اعلاء بر می افرازد."

عکسی از انفجار بمب اتم؛ انفجار هسته ای بمبی اتمی که نمايانگر جنگ جهانی سوم است. آيا پيشگوييهای نوسترداموس شامل جنگ جهانی سوم نيز است؟

هزاران امريکايي بی تقصير با حملة فرومايه دو هواپيما, به برج دوقلوی نيويورک (World Trade Center) در 11 سپتامبر 2001 جان خود را از دست دادند, در ميان آنها زنان و کودکان بودند. در آن حين بسيار ی گفتند: "نوسترداموس پيشگويي کرده بود". بيتهای فوق مربوط به 11 سپتامبر نمی شده, زيرا نيويورک روی پهنای خط 40.6 به عبارتی 40.7 قرار دارد, و آسمان از آتش منفجر نشد, و شعلة آتش عظيم نيز بلافاصله به بالا نپريد. نوسترداموس فقط يکبار به امريکا اشاره کرده است, تا آنجاييکه قصد او بوده است, در چهار بيتی X.66 , که با VI.97 اصلا" ربطی نداشته است.

شهری در منطقه پهنای شمالی 45 گراد به نام ويلنُوِسور ـ لُت (Villeneuvesur – Lot) در جنوب غربی فرانسه وجود دارد, که به توضيحات بالا بيشتر شبيه است. "ويلِ نُوِ" به فرانسوی به معنای "شهر نو" است. برخی دليل می آورند, که منظور نوسترداموس 40.5 گردا بوده است, زمانيکه "cinq et quarante" را نوشت. اما اين استدلال از آزمايش سر بلند, بيرون نمی آيد, زيرا سيستم اعشاری در آن زمان هنوز وجود نداشت.


قطعة هنری از تصاوير دوبرج دوقلوی ورلد سنتر در منطقة منهاتن در شهر نيويورک, که نمايانگر حملة تروريستی توسط دو جت از خطوط هوايي داخلی در ميان اين دو برج در 11 سپتامبر 2001 می باشد. آيا نوسترداموس پيشگويي, نبوت و يا پيش بينی در بارة حملة تروريستی به اين دو برج را در 11 سپتامبر کرده است, يا پيشگويي او در بارة شروع جنگ جهانی سوم در آينده است؟
L’an mil neuf cens nonante neuf sept mois,
Du ciel viendra un grand Roi deffraieur
Rescusciter le grand Roi de’Angolmois
Avant que Mars regner par bonhneur
X.72

قطعة هنری از تصاوير دوبرج دوقلوی ورلد سنتر در منطقة منهاتن در شهر نيويورک, که نمايانگر حملة تروريستی توسط دو جت از خطوط هوايي داخلی در ميان اين دو برج در 11 سپتامبر 2001 می باشد. آيا نوسترداموس پيشگويي, نبوت و يا پيش بينی در بارة حملة تروريستی به اين دو برج را در 11 سپتامبر کرده است, يا پيشگويي او در بارة شروع جنگ جهانی سوم در آينده است؟

در کتابی به نام " نوسترداموس, 1985 و بعد از آن" نوشتة اريکا چِثام
(Erika Cheetham), چهار بيتی فوق را اينگونه تفسير کرده است:

" در سال 1999 و هفت ماه, از آسمان پادشاه بزرگ وحشت می آيـد. او پـادشاه بـزرگ مُنــگل را بر می گرداند. اما قبل آن جنگی غيرقابل اجتناب فرمانروايي می کند."

در کتاب " اسرار نوسترداموس: تعبير جديدی از پيشگوييهای استاد" داويد اُواسُن نويسندة کتاب چنين برگردانی را از چهاربيتی بالا عرضه می کند:

" در سال هزار و نهصد و نود و نه و هفت ماه از آسمان پادشاه بلا می آيد, پادشاه بزرگ آنگولمو (Angoulmois) دوباره برای حيات بيدار می شود, از مريخ, تا با خوشبختی سلطنت کند."

با فرض براينکه نوسترداموس " الهام گرفته ای بود, که به نمايندگی مدرسه ای نامعلوم در قرن 16 کار می کرده است", تجزيه و تحليل اُواسون از بيتها با "زبانی مبالغه آميز" و اسرار آميز بوده, که در ادبيات جادوگری بسيار گسترده است."

اُواسون با ما در ميان می گذارد, که " انگولمو مستقيم از زبان مبالغه آميز موهومی ريشه می گيرد, و به اين نتيجه می رسد که: "بدين جهت معروف شد, که نوسترداموس اسم نجومی فرشتة نخست ميکائيل را در کتيبة کاذب با اين نام: Roi de’Angolmois مستور ساخته است.

در رابطه با بيت " Du ciel viendra un grand roi d´ effraieur " به عبارتی " از آسمان پادشاه وحشت می آيد" اواسون به اين اشاره می کند که "effraieur" يا "نبی بلا " يا " وحشت آورنده" معنی می دهد, ولی"defraier" به معنی تفريح يا سرگرمی است. عدد "1999" در اين چهار بيتی در تحليل جادوگری, به گفتة اُواسون "بخوبی می تواند سال 2087 ميلادی باشد."

مثل همة کسان ديگر, آنچه با نوسترداموس سر و کار داشته باشد, چيزها به احتمال قوی آنگونه که به نظر می آيند نيستند. بعدها عقايد انحرافی در رابطه با تفسير اين چهار بيتی مسائل غامضی ايجاد کرد, مثل بقيه چيزهايي که نوسترداموس نوشته بود. اين چهاربيتي ها چنان مرموز نوشته شده بودند, که محققين مختلف تفاسير متفاوت از هم کرده اند. تقريبا" به اندازة خود تفاسير, تفسير کننده وجود دارد. افراد سعی می کنند چيزهايي را در اين بيتها ببينند که اصلا" در آن نيست.

چهاربيتی XXV بعنوان شروع جهاد (جنگ مقدس اسلامی) تفسير می شود :


حملات تروريستیِ جنگجويان مقدس؛ تصاويری از جنگجويان مسلمان در يک بمباران تروريستی, که جهاد يا جنگ مقدس را نشان می دهد. آيا نوسترداموس پيشگويي, نبوت يا پيش بينی در بارة جهاد کرده است, يا پيشگويي او در بارة شروع جنگ جهانی سوم در آينده بوده است؟
„Le prince Arabe Mars, Sol, Venus, Lyon,
Regne d’Eglife par mer fuccombera;
Devers la Perfe bi en pres d’un million,
Bifance, Egptee, ver. ferp. inuadera.“

"شاهزادة عرب, مريخ, خورشيد, ونوس, شير.
حاکمين کليسا در دريا شکست خواهند خورد؛
به سمت پارس تقريبا" يک ميليون انسان
مار حقيقی در بيزاس و مصر رژه خواهد رفت."

حملات تروريستیِ جنگجويان مقدس؛ تصاويری از جنگجويان مسلمان در يک بمباران تروريستی, که جهاد يا جنگ مقدس را نشان می دهد. آيا نوسترداموس پيشگويي, نبوت يا پيش بينی در بارة جهاد کرده است, يا پيشگويي او در بارة شروع جنگ جهانی سوم در آينده بوده است؟

فلک البروج, به ما نشان می دهد, که منظور در اوت 1998 است. کلمات در اينجا با "جهاد" ارتباط ندارند, بلکه ظاهرا" مربوط به حاکمين عرب می شود, که يک سپاه شامل يک ميليون مرد به ميدان جنگ می روند و به فارس که امروزه ايران ناميده می شود حمله می کنند. سپس اين سپاه ظاهرا" بيزانس و مصر را متصرف می شوند. " بيزانس" ديگر وجود خارجی ندارد و نمايانگر ترکيه اسلامی است. اگر اينجا مورد بر سر "جهاد" است, دليلی وجود نخواهد داشت, که به ترکيه و مصر حمله شود, زيرا خودشان کشور اسلامی هستند.

در حين جنگ ايران و عراق در دهة 80 در قرن اخير, که در آن صدام حسين اسلحه های شيميايي عليه آيت الله های ايرانی حملات موج گونه کرد, تقريبا" يک ميليون کشته داد و يک ميليون نفر در جنگ سهيم بودند. اما اين ربطی به فلک البروج در سال 1998 ندارد يا رژة ارتشی به مصر و ترکيه.

در رابطه با کليسا, که در دريا شکست می خورد, می توان گفت: کليسا, بدن مسيح است, و ديگر قدرت سياسی نيست, که توسط عمل ارتشی بخواهد شکست بخورد. کليسا بطور جدی توسط سازشهای اخلاقی در اين روزهای آخر ضعيف شده است, جاييکه خوب بد و بد خوب ناميده می شود. اما از دريا خطری آنرا تحديد نمی کند. نوسترداموس شايد خطر را به دليل دزدان دريايي تاتارها در آينده ای دور به تصوير کشيده است, که در زمان حيات او در دريای مديترانه ترور می کردند.


			  سری بخشهايي برای موضوعات زير:
			  نبوت و پيشگويي نوسترداموس برای سال 	
			  نوسترداموس, نبوتهای کتابمقدس و پيشگوييهای ستاره بينی
روی اين علامت فشار دهيد تا بتوانيد به صفحة بالا برويد.
پيشگوييهای نوسترداموس از طريق ستاره خوانی و نبوتهای کتابمقدس 
						قطعه نمايشهای طراحی شده از صليب مسيح؛ دکور برای موضوعات:
						پيشگوييهای نوسترداموس از طريق ستاره خوانی و نبوتهای کتابمقدس
						نبوتهای کتابمقدس در مقابل نوسترداموس 
				  روی اين علامت فشار دهيد تا بتوانيد به موضوعات زير رجوع نماييد:
				  ضـــد مســـيح

نبوتهای کتابمقدس در مقابل نوسترداموس


قطعه هنری طراحی شده از کتابمقدس مسيحيان. آيا می توان پيشگوييهای نوسترداموس را با نبوتهای کتابمقدس مقايسه کرد, آيا اين پيشگوييها دقيق هستند؟

کتابمقدس در مقايسه با حدسيات نامشخص نوسترداموس بسيار ويژه اما نابرابر اسـت و به شــدت واضح تری جنگ جهانی سوم را به تصوير می کشد. "روز خداوند", به احتمال قوی جنگ جهانی سوم, در اشعيا 13 با الهام در بارة شهر بابل به مقايسه کشيده می شود, مکانی که امروزه در عراق واقع است. طبق اشعيا, خدای لشکرها ارتشی از کشورهای دور و از " کرانه های آسمان" برای جنگ سان می بيند, اسلحة او "غضب" اوست, تا تمامی سرزمين را ويران کند.

سياست جنگجويانه و بی ثباتی حاضر در عراق با نزديک بودنش به بزرگترن منابع نفتی دنيا می تواند بالاخره به جنگ جهانی سوم کشيده شود, يک حملة مقابل اتمی که در آن "دلهای همة مردم گداخته می گردد", و "بر يکديگر نظر حيرت می اندازند و رويهای ايشان رويهای شعله ور است". چيزی که در اشعيا 13 توصيف می شود, به عظمت انفجار ستاره ها است, چون آمده "ستارگان آسمان و برجهايش روشنايي خود را نخواهند داشت", شايد "زمستان اتمی"؛ و انسانهای فانی " از زر خالص و مردم از طلای اوفير کميابتر" خواهند شد. اشعيا پيشگويي کرده است, که "آسمان متزلزل خواهد شد و زمين از جای خود متحرک خواهد شد." و آنچه به همة افراد جمع شده در سرزمين بابل مربوط می شود, "هرکس به سوی قوم خود توجه خواهد نمود و هر شخص به زمين خويش فرار خواهد کرد."

اين سناريو از روزهای آخر در اشعيا 13: 16 به انتها می رسد. در اشعيا 13: 17 اشعيا نبوتی می کند که در حدود 739 تا 681 قبل از ميلاد مسيح بود, که صد و چهل سال بعد از اعلان توسط اشعيا به انجام می رسد: نابودی بابل توسط ماديان. که در سال 539 پيش از ميلاد مسيح بوقوع می انجامد, زمانيکه کورش, پادشاه ماديا و فارس, بابل را تصرف می کند. بابل در آنوقت بدليل ديوار دورادور شهر تصرف نيافتنی بود. شهر چنان بزرگ بود, که مواد غذايي مورد نياز می توانست در مزرعه های درون اين شهر ديوار کشيده توليد شود. رودخانه فرات از درون شهر عبور می کرد. يعنی, کورش ارتش خود را درون آنجا مقيم کرد, جاييکه رودخانه در شهر جاری می شد و آنجا که دوباره خارج می شد. سپس او جريان رودخانه را موقتا" انحراف می دهد, بصورتی که در کانالها درة فرات ريخته جاييکه گود می شود. ارتش کوروش به رهبری " گبرياس" از کنارة خشک رودخانه بدون مقاومت به بابل وارد شدند. اهالی بابل, که از حکومت نابونيد و بَلشَصر ناراضی بودند تقاضای صلح کردند, که چنين نيز شد.

ارميای نبی همچنين نابودی بابل را توسط "پادشاه ماديان" نبوت کرده بود ( ارميا 51: 27-32). ارميا در سال 626 قبل از ميلاد مسيح به خدمت نبوت خوانده شد و چهل و دوسال تمام نبوت کرد.

بياييد کلمات رمزی و سخت قابل تفسير پيشگوييهای نوسترداموس را با آنچه در کتابمقدس است مقايسه کنيد. کتابمقدس شامل سی صد نبوت در بارة مسيح است, که عيسی آنرا به انجام رسانده است. بسياری از آنها خارج از کنترل او بوده, بطور مثال: محل تولد او (ميکا5: 2), زمان تولدش (دانيال9: 25؛ پيدايش49: 10), نوع و شيوة بدنيا آمدنش (اشعيا 7: 14), خيانت به او (مزمور41: 9؛ زکريا11: 12-13) نوع مرگ او (مزمور22: 16), عکس العمل مردم (مسخره کردن, تف انداختن, زل زل نگاه کردن و غيره) (اشعيا50 : 6 ؛ ميکا5 : 1 ؛ مزمور22: 7-8 ؛ اشعيا53 : 3 ؛ مزمور69 : 8 ؛ مزمور118: 22 ؛ مزمور 69: 4 اشعيا 49: 7 ؛ مزمور 38: 11؛ مزمور 22: 7 غ مزمور 109 : 25 ؛ مزمور 22 : 17), سوراخ شدن او (زکريا 12: 10؛ مزمور22: 16 ) و قبر شدن او (اشعيا 53 : 9). تمام اين نبوتها صدها سال قبل از تولد عيسی شده بود. بطور مثال نبوتهايي وجود دارد در بارة مصلوب شدن او (مزمور 22: 16؛ زکريا 12: 10؛ اشعيا 53: 5-6 ) صدها سال قبل از اينکه روميها اين نوع مجازات را در خاور ميانه استفاده کنند. قبل از حضور روميان در خاورميانه سنگسار کردن مطلوبترين نوع مجازات بود.


			  سری بخشهايي برای موضوعات زير:
			  نبوت و پيشگويي نوسترداموس برای سال 	
			  نبوتهای کتابمقدس در مقابل نوسترداموس
روی اين علامت فشار دهيد تا بتوانيد به صفحة بالا برويد.
پيشگوييهای نوسترداموس از طريق ستاره خوانی و نبوتهای کتابمقدس 
						قطعه نمايشهای طراحی شده از صليب مسيح؛ دکور برای موضوعات:
						پيشگوييهای نوسترداموس از طريق ستاره خوانی و نبوتهای کتابمقدس
						ضـــد مســـيح 
				  روی اين علامت فشار دهيد تا بتوانيد به موضوعات زير رجوع نماييد:
				  عــلامــت وحــش 666

ضـــد مســـيح

خوشبختانه می توان در قرن بيست و يکم به کتابهای عامه پسند نوسترداموس در اواخر قرن بيستم نگاه کرد و دربارة نبوتهاي او از "روز داوری" که به انجام نرسيده است خنديد. پادشاه مونگلن که در سال 1999 می بايست ظاهر شود, هرگز ديده نشد.

همچنين به طريق مشابه ما از جين ديکسون "فرزند مشرق" چيزی نشنيده ايم, که بعنوان "شخص حقيقی ضد مسيح" تشخيص داده شده بود. او می بايستی تقريبا" 1962 بدنــيا آمــده بـاشد, و مــا می بايست چيزی از او می شنيديم, زمانيکه بيست و نه يا سی سال شده است.

وقتيکه موضوع بر سر پيشگويي است, هميشه در وضعيت غامضی هستيم, زيرا در واقع کوران را کوری هدايت می کند! تنها کتابمقدس به ما جوابی عرضه می کند. "چرا از خدا نپرسيم؟" (اشعيا 8 : 19). چرا با يک واسط يا جادوگری, رمزگو و يا زمزمه کننده ای مشورت می کنيم؟ چرا با "پيشگويان" مشورت کنيم, کسانی که وقتی صحبت بر سر آمار دقيق برای اثبات است, هيچ چيزی برای ثابت کردن ندارند, همانگونه در مورد نوسترداموس که حتی نمی توان يک پيشگويي دقيق به انجام رسيده, انتظار داشت؟

گفته شده که نوسترداموس مرگ خود را نبوت کرده بود. اين پيشگويي را درست گفته بود, به غير از آنکه گفته بود, در نوامبر 1567 می ميرد, و اما او در اول ژوئية 1566 مرد. در زمان مرگش از بيماری سخت "اودِمه (بيماری جمع شدن مايع در بافتهای پيوندی)" , آرتروز و نقرس رنج می کشيد. بدين ترتيب پيشگويي پايان زندگی خودش شاهکار قهرمانانه ای نبود.

محققين ادعا می کنند, در کارهای نوسترداموس نبوتهايي در بارة "نمونه ضد مسيح" پيدا کرده اند, و آنرا هم برای ناپلئون و هم برای هيتلر بکار بردند. او همچنين "نمونه ضد مسيح" از افريقای شمالی, به اضافة "شترهای پر قدرت", که بايستی به اروپا وارد شوند و دفاع شوند, داشت. پس از امتحان دقيق اين پيشگوييها چنان نامشخص بيرون آمد, که به ما چيز کمی می گويند, به عبارتی, همانطور که اشاره شد, موضوع بر سر احتمالا" به تصوير کشيدن وقايع تاريخی گذشته در آينده بوده است.

ترس آورترين چيز در مورد هيتلر که برخی او را "ضد انسان" ناميده اند, اين بود که او طبق گفتة منشی مخصوص او, بسيارعادی بود. آن "ضد انسان" کودکان و حيوانات را دوست داشت, چيزهايي که تهديدی از جانب آنها نمی آيد و او می تواند آنها را کنترل کند. او بر عليه دشمنان خيالی طوفان می کرد, در جنون غضبناک جمعيتی از آلمانيها را عليه کشورهای همسايه و اقليت بی پناه بر می انگيــخت و همزمان خامخواری می کرد ( دوست نداشت حيوانات برای غذا کشته شوند) و از فيلمهای هاليوود لذت می برد. نوشته شده که استالين در شرق, هنگام آنتراکت تماشای فيلمی, در اين بين به حياط می رفت تا نگاه کند, چگونه کماندوی مجری حکم اعدام يک سری از "دشمنان" احتمالی او را می کُشد, سپس با سرحالی بازگشته تا بقيه فيلم را ببيند.

چقدر يک انسان می تواند قابل انزجار باشد . . . آنقدر قابل انزجار, که می توان فقط تصورش را کرد. بکار اندازان گيوتين در انقلاب فرانسه, که خون قربانيهای خود را می ريختند, سرحال شده آنـتراکت می دادند, تا نان و پنير خورده و شراب بنوشند. کماندوهای گِشتاپو حتی در برخی از مناطق بالتيک متعجب از اين بودند, که چگونه اهالی آن قوم يهوديان را قتل عام می کردند. هنگامی که برجهای دوقلو در نيويورک هنوز شعله ور بودند و افراد غيرنظامی بيگناه به شکل خاکستر می سوختند, بسياری در دنيا فرياد شادمانی می زدند. مانند جريان قائن, انسانها فاسد, شرير و خون آشام هستند.

باوجود وضعيت ما, خدا ما را دوست دارد. دوهزار سال پيش خدای کائنات انسان شد, تا روی صليبی بميرد, تا بدينوسيله, هر کس که به او ايمان آورده و اعتماد کند, توسط خون او پاک شسته شود, خونی که او در جلجتا ريخت و کار را بوسيلة قربانی برای گناهان ما به اتمام رسانيد. امروزه می توانيم بگوييم: قاضی, خود جايگاه خود را ترک کرد, به نزد منشی دادگاه رفت و جريمة ما را شخصا" پرداخت کرد.

عيسی را در زندگی خود بپذيريد, اينگونه که از او بطلبيد, به قلب شما وارد شود (به او بگوييد: " عيسی به زندگی من بيا و هدايت را تو در دست بگير. همة بدي هايي را که من کرده ام ببخش, از امروز به بعد مرا هدايت و رهبری کن" ). سپس به شخص تازه ای متبدل خواهيد شد. پس شما به کسانی تعلق خواهيد داشت, که به قول معروف "به فاصلة نازکی مو نجات يافتند", چيزی که قاعدتا" برای همة مسيحيان معتبر است, به اضافة بيلی گراهام و پاپ ها. فقط خدا بدون گناه است.

به اينجهت خدا بايد خود, انسان می شد, تا گناهان انسانها را بردارد. بـدون مـرگ عيــسی مســـيح نمی توانيم رابطة شخصی با خدای کائنات داشته باشيم و برکات بزرگ خدا را تجربه کنيم. يکی از اين برکات سکونت داخلی روح القدس است, صلح با روح, هدايت شخصی خدا در زندگی ما, شادی, زندگی در پُری, حياتی ابدی, سلامتی و وضعيت مالی مرفه, که در همة اينها نور خدا را در دنيای تاريک وارد می کند.

حالا همة اين چيزها چه ربطی به ضد مسيح دارد؟ ضد مسيح انسانی خواهد بود, بدون مشخصه های اشرافی خدا. حتی می تواند يک مسيحی باشد, که خدای خود را برای " آش عدسی" (پيدايش 25: 34) ترک کرده است, يعنی بخاطر قدرت دنيايي و جاه طلبی ( به بخش " يکبار نجات يافته, هميشه نجات يافته؟ در همين وب سايت نگاه کنيد). يا شايد بخاطر اينکه طرفدار "فرقة عصر جديد" شده و اعتقاد دارد, که "خود" خدا است, يا پرستندة خدای ديگر شده است. به احتمال قوی سياستمداری بی ملاحظه خواهد شد, گرگی در لباس گوسفند. در حقيقت هر انسانی بدون خدا پتانسيل يک ضد مسيح است.

کتابمقدس به ما اطلاعات غنی در بارة ضد مسيح می دهد. در اينجا فقط به چند آيه اشاره خواهد شد, که به نظر بسياری در اتباط با اين انسانهای لعنت شدة ابدی و ناخوشايند است (توضيحات داخل پرانتز در آيات ذيل, تفسير نويسندة اين وب سايت است) :

"و آن پادشاه (ضد مسيح) موافق ارادة خود عمل نموده, خويشتن را بر همة خدايان افراشته و بزرگ خواهد نمود و به ضد خدای خدايان سخنان عجيب خواهد گفت و تا انتهای غضب (خدا) کامياب خواهد شد زيرا آنچه مقدّر است به وقوع خواهد پيوست. و به خدای پدران خود و به فضيلت زنان اعتنا نخواهد نمود, بلکه به هيچ خدا اعتنا نخواهد نمود زيرا خويشتن را از همه بلندتر خواهد شمرد. و در جای او خدای قلعه ها (قدرت نظامی) را تکريم خواهد نمود و خدايي را که پدرانش او را نشناختند با طلا و نقره و سنگهای گرانبها و نفايس تکريم خواهد نمود. و با قلعه های حصين مثل خداي بيگانه عمل خواهد نمود و آنانی را که بدو اعتراف نمايند در جلال ايشان خواهد افزود و ايشان را بر اشخاص بسيار تسلط خواهد داد و زمين را برای اجرت ايشان تقسيم خواهد نمود." (دانيال 11: 36-39 )

پيشگوييهای نوسترداموس که استخوانی بدون گوشتِ قابل خوردن جلوی ما می اندازد, نابرابر است با پيشگويي هايي که از روح خدا به دانيال داده شده که کامل و گوشتی است.

در سالهای اول سلطنت بَلشصَّر, پادشاه بابل, دانيال يک ويزيون و رؤيا ديد, که شامل چهار وحش بود وحش چهارم اينگونه بود : "هولناک و مهيب و زورآور بود و دندانهای بزرگ آهنين داشت و باقی مانده را می خورد و پاره پاره می کرد و به پايهای خويش پايمال می نمود و مخالف همة وحوشی که قبل از او بودند بود و ده شاخ داشت."

معلمين کتابمقدس "شير با بالهای عقاب" را عموما" بعنوان پادشاهی بابل (دانيال 7: 4)؛ "خرس با سه دنده در ميان دندان" را پادشاهی ماديان ـ فارس (دانيال 7: 5)؛ و "پلنگ با چهار بال مرغ بر پشت و چهار سر" را پادشاهی يونان (دانيال 7: 6) تعبير می کنند. وحش بعدی کاملا" متفاوت بود. و ده شاخ داشت (دانيال 7: 7).

"پس در اين شاخها تأمل نمودم که اينک از ميان آنها شاخ کوچک ديگری (ضد مسيح) برآمد و پيش رويش سه شاخ از آن شاخهای اول از ريشه کنده شد (ضد مسيح به سه همسايه خود حمله می کند) و اينک اين شاخ چشمانی مانند چشم انسان و دهانی که به سخنان تکبرآميز متکلم است." (دهن گشادی مانند هيتلر, در مقايسه با ناپلئون جوانک با فرهنگی بود!) (دانيال7: 8).

شاخ در زمان عتيق سمبلی برای قدرت و اقتدار بود. اينجا شاخ کوچک به عبارتی قدرت کوچک به سه شاخ ديگر حمله می کند ( "سه تای ديگر فرار می کنند" ) و بزرگتر می شود.

" پس ملاحظه کردم و اين شاخ با مقدّسان جنگ کرده, بر ايشان استيلا يافت. تا حينی که قديم الايام آمد (بازگشت عيسی مسيحِ پادشاه) و داوری به مقدسان حضرت اعلی تسليم شد و زمانی رسيد که مقدسان ملکوت را به تصرف آوردند." (دانيال7: 21-22). کسی که عيسی مسيح را پيروی کند, توسط مداخلة مستقيم خدا نجات می يابد. در مکاشفه می بينيم, که ضد مسيح و انبيای کاذب او بوسيلة فرشتگان خدا در دريای آتش انداخته خواهند شد. (مکاشفه19: 20).

"و نظر کردم تا کرسيها برقرار شد و قديم الايام جلوس فرمود و لباس او مثل برف سفيد و موی سرش مثل پشم پاک و عرش او شعله های آتش و چرخهای آن آتش ملتهب بود. نهری از آتش جاری شده, از پيش روی او بيرون آمد. هزاران هزار او را خدمت می کردند و کرورها کرور به حضور وی ايستاده بودند. ديوان برپا شد و دفترها گشوده گرديد."
(دانيال7: 9-10).

توصيف آن قديم الايام همچنين در مکاشفه نوشته شده است. (مکاشفه 1: 13- 18 از ترجمة هزارة نو).

" و در ميان آن چراغدانها يکی را ديدم که به "پسر انسان می مانست. او ردايي بر تن داشت و شالی زرين بر گرد سينه. سر و مويش چون پشم سفيد بود, به سفيدی برف, و چشمانش چون آتشِ مشتعل بود. پاهايش چون برنج تافته بود در کوره گداخته, و صدايش به غرّش سيلابهای خروشان می مانست. و در دست راستش هفت ستاره داشت و از دهانش شمشيری برّان و دودم بيرون می آمد, و چهره اش چونان خورشيد بود و در درخشش کاملش. چون (يوحنای رسول) او را ديدم همچون مرده پيش پايش افتادم (حال همة ما اينگونه خواهد شد!) . اما او دست راستش را بر من نهاد و گفت: بيم مدار, من اولم و من آخرم؛" (اول و آخر همچنين "پسر انسان" ).

حالا برمی گرديم دوباره به ويزيون دانيال: دانيال در روح خود مضطرب شده و نزد يکی از کسانی که آنجا حاضر بود رفته, و تفسير اين رؤيا را از او پرسيد.

"او (فرشته) جواب مرا داد: "وحش چهارم سلطنت چهارمين بر زمين خواهد بود و مخالف همة سلطنتها خواهد بود و تمامی جهان را خواهد خورد (سلطنت دنيايي) و آن را پايمال نموده، پاره پاره خواهد کرد."

ده شاخ به اين معنا است : "ده پادشاه می باشند که خواهند برخاست و ديگری بعد از ايشان خواهد برخاست او مخالف اولين خواهد بود و سه پادشاه را به زير خواهند افکند. و سخنان به ضد حضرت اعلی خواهد گفت و مقدسان حضرت اعلی را ذليل خواهد ساخت."

"قصد تبديل نمودن زمانها و شرايع خواهد نمود (او قوانين الهی را می شکند, و آنچه " سياست درست" است به جا می آورد) . و ايشان (مقدسان) تا زمانی و دو زمان و نصف زمان به دست او تسليم خواهند شد" (بطور کلی آن را سه سال ونيم تعبير می کنند).

"پس ديوان برپا خواهد شد و سلطنت او را از او گرفته, آن را تا به انتها تباه و تلف خواهند نمود. و ملکوت و سلطنت و حشمت مملکتی که زير تمامی آسمانهاست به قوم مقدسان حضرت اعلی داده خواهد شد که ملکوت او ملکوت جاودانی است و جميع ممالک او را عبادت و اطاعت خواهند نمود." ( آيات بالا از دانيال 7 : 23 -27 ).

پولس رسول به مسيحيان قرن اول در دومين رسالة خود به تسالونيکيان توضيح می دهد, که قبل از بازگشت خداوند عيسی مسيح, ابتدا واقع شدن عصيان (از حقيقت) می آيد, بدنبال آن "مرد بی ايمان" به عبارتی "فرزند هلاکت" (دوم تسالونيکيان2: 3). با اين تعاريف موضوع بر سر کسی است, که با هر آنچه خدا خوانده می شود و مورد پرستش قرار می گيرد, مخالفت ورزيده و خود را بالاتر قرار می دهد, تا آنجا که در معبد خدا جلوس می کند و خود را خدا معرفی می نمايد.

ضد مسيح اعتقاد دارد, که خدا است, و مطابق با همان نيز رفتار می کند. او با قوتهای فوق طبيعی مجهز بوده و "ظهور او به نيروی شيطان و همراه با همه گونه معجزات و آيات و عجايبِ گمراه کننده خواهد بود." (دوم تسالونيکيان2: 9 ). او يک نوع سياستمدار بی خدايِ معجزه گر است, که تمام دنيا را کنترل خواهد کرد :

همة ساکنان زمين نزد او خم می شوند: "همة آن کسان که نامشان از بدو آفرينش جهان در آن دفتر حيات نيامده که از آن ِآن بره است که ذبح شد." (مکاشفه13: 8).


قطعة هنری از طراحی وحش (حيوان), که تصويری است از کتاب مکاشفه در کتابمقدس در بارة حارمَگِدون يا روز بلا. آيا پيشگويي, نبوت يا پيش بينی توسط نوسترداموس در بارة ضد مسيح، وحش, 666 , حارمگدون گفته شده است؟ آيا نوسترداموس پيشگويي در بارة ضد مسيح, يا نبوتی در بارة اينکه چه وقت آن وحش ضد مسيح می آيد, يا آيا حمگدون آغاز جنگ جهانی سوم است, کرده است؟

ضد مسيح در مکاشفه نيز بعنوان " وحش" نامبرده شده است. در مکاشفه 13 بيان شده, که وحش از دريا بيرون آمده, که قدرت او از اژدها يعنی شيطان می آيد. وحش ده شاخ دارد و هفت سر (سه تای آن نابود می شو, در بالا ذکر شده). يکی از سرها, شاخ کوچک, تبديل به شاخ بزرگ می شود (به دانيال که در بالا نيز ذکر شده رجوع شود), زده خواهد شد, و آن زخم مهلک " از شمشير" (مکاشفه 13: 14) بطرز معجزه آسايي بهبود می يابد.

در مکاشفه 17: 7 فرشته به يوحنای رسول می گويد, که اين وحش زمانی بود, اکنون نيست, و بزودی از هاويه برخواهد آمد و به هلاکت ابدی خواهد رسيد. به احتمال قوی فرشته استناد به پادشاهی دوباره بناشدة روم يا بنای دوبارة "رايش سوم" می کند, که يک "نرون" يا "آدولف هيتلر" مدرن بر آن سلطنت خواهد کرد.

امکان دارد, که ضد مسيح, اسير همان سرور ديوهايي است مانند در يکی از اين جلادهای تاريخ. او از جراحت مرگباری در سر رنج می بُرد ولی ناگهان دوباره زنده می شود. شايد روحهـای شرير ايـن نقـطـه از بـدن بی جان را اشغال کرده و دوباره او را به حيات آورده اند.

تمامی زمين متعجب خواهد بود و از وحش پيروی می کنند. 42 ماه تمام به وحش قدرت و اقتدار داده خواهد داشت. وحش به خدا کفر می گويد و به او اجازه داده شد با مقدسان بجنگد و بر آنها پيروز شود. به او اقتدار بر "هر طايفه و ملت و زبان و قوم" داده شد.


			  سری بخشهايي برای موضوعات زير:
			  نبوت و پيشگويي نوسترداموس برای سال 	
			  ضـــد مســـيح
روی اين علامت فشار دهيد تا بتوانيد به صفحة بالا برويد.
پيشگوييهای نوسترداموس از طريق ستاره خوانی و نبوتهای کتابمقدس 
						قطعه نمايشهای طراحی شده از صليب مسيح؛ دکور برای موضوعات:
						پيشگوييهای نوسترداموس از طريق ستاره خوانی و نبوتهای کتابمقدس
						عــلامــت وحــش 666 
				  روی اين علامت فشار دهيد تا بتوانيد به موضوعات زير رجوع نماييد:
				  پــادشــاه پــادشـــاهــان

عــلامــت وحــش 666

وحش يک نماينده دارد, که همچنين با قدرت اژدها مجهز است: وحشی ديگر با دو شاخ, مانند بره, که مانند اژدها سخن می گويد. او احتمالا" مانند يک بره می آيد, با کلمات صاف و نرم, اما در حقيقت او گرگی است در لباس بره.

او همچنان " نبی کاذب" خوانده می شود و می گذارد از آسمان آتش به زمين فروبارَد. او کاری می کند که تمثال وحش اول شروع به حرف زدن کند. اين وحش دوم همة ساکنان زمين را وادار می کند, که وحش اول و تمثال او را بپرستند. کمی بعدتر آمده است:

" همچنين, همة کسان را, از خُرد و بزرگ, دارا و نادار, غلام و آزاد وا داشت تا بر دست راست خود يا بر پيشانی خويش علامت گذارند. تا هيچکس نتواند بدون آن علامت بخرد يا بفروشد, و آن علامت, يا نام آن وحش بود, يا شمارة نام او. و اين حکمت می طلبد. هر که بصيرت دارد, بگذارد تا عدد آن وحش را محاسبه کند, چرا که آن, عدد انسان است. و عدد او ششصد و شصت و شش است."

کامپيوتر, تراشة کوچک (Mikrochip) پيوند شده, GPS, نقشه هايي در ارتباط با بانکِ جمع آوری اطلاعات ملی در بارة تک تک افراد, که بخاطر " جنگ عليه تروريست" به تعجيل وارد شده است, کمبود واقعی يا مصنوعی در توليد منابع طبيعی, بطور مثال انرژی, پيشگيری بيماريهای اجتماعی, راه تازة دولتها و تا به تجارتهای منطقه ای و موانع سياسی, که بعد ها بتوان راحت به آنها دست پيدا کرد ـ با توجه به همة اين رويدادها, می توان بخوبی تصور کرد که يک ديکتاتور جهانی را در روبرو خواهيم داشت.

اين ديکتاتور همه گيرتر از همة ديکتاتورهای تاريخ خواهد بود, و تکنولوژی کنترل متعلق به آن اکنون وجود دارد. اگر شما را مجبور کنند, که بگذاريد يک "چيپ" (تراشه کوچک) در دست يا بر پيشانی شما بکارند, که در آن تمامی داستان شخصی, اطلاعات مالی و داروهای مورد نياز شما در آن ضبط شده باشد, و توسط GPS هر حرکت شما بتواند از طرف آنها تعقيب شود, می توانيد در يک هالوکاست با تکنولوژی بالا زندگی کنيد. در زمانهای قديم حزب نازی از تتو کردن استفاده می کردند.

متأسفانه کتابمقدس اين روزها را قبل از بازگشت عيسی مسيح پيشگويي کرده است. اگر شما بيماری قند خون داشته باشيد و همکاری نکنيد, انسولين دريافت نمی کنيد. شما به کُمای قند خون دچار شده و می ميريد.

هر کسی که با رضايت " کمترين راه پايداری" را برود و علامت را بپذيرد (چيپ), خـدا به او هيچ راه چاره ای نخواهد داد. يکی از پياله های داوری اين است "زخمهای زشت و دردناک بر پيکر مردمی که علامت آن وحش را بر خود داشتند و تمثال او را می پرستيدند, پديدار شد."
(مکاشفه 16: 2).

از قبل بسياری از هشدارها به تمامی بشريت در رابطه با نتايج پذيرش " نشانة وحش" داده خواهد شد :

خدا يکی از فرشتگانش را می فرستد, که در تمام دنيا اين را اعلام کند: " اگر کسی آن وحش و آن تمثال او را بپرستد و نشان او را بر پيشانی يا بر دست خود بپذيرد, آن کس نيز از شراب خشم خدا که اينک پرمايه و خالص در جام غضب او ريخته شده, خواهد نوشيد. آن کس نيز در حضور فرشتگان مقدس و در حضور بره با گوگرد مشتعل عذاب خواهد شد. و دود عذاب آنان تا ابد به بالا خواهد رفت. برای آنان که آن وحش و آن تمثال او را می پرستند و برای آنان که نشان ِنام او را می پذيرند, نه در شب و نه در روز آسايش نخواهد بود." (مکاشفه 14: 9-11)

هر که امکان حق انتخاب دارد, بوسيلة اِسکَن کردن علامتی, در يک سوپر مارکت خريد کند و يا بتواند با آن بنزين بزند, يا اينکه بدون علامت باشد ولی مجبور به فرار به ته دنيا باشد, بهتر است که شخص راه آخری را انتخاب کند.

در جنگ جهانی دوم يهوديان به جنگلهای لهستان فرار کردند, و همچنين بسياری تصميم گرفتند بر عليه نازيها که سرزمين را تصرف کرده بودند مقاومت کنند. آمار زنده ماندن آنان بيشتر بود تا کسانی که با صلح در اردوگاههای اسيران (هالوکاست) رفتند.

در رابطه با علامت وحش, سرزمينی بی طرف, بين دو جبهه ايستادن, يا جاي برای فرصت طلبيها وجود ندارد. شما اگر علامت را بپذيريد برای هميشه لعنت شده ايد, و خوشبحال شما اگر اين کا را نکنيد.

پذيرش علامت به گونه ای با پرستش ضد مسيح متوصل است, که وحش ناميده می شود و در عهد عتيق (تورات) بعنوان " آشور" نيز نسبت داده می شود.


			  سری بخشهايي برای موضوعات زير:
			  نبوت و پيشگويي نوسترداموس برای سال 	
			  عــلامــت وحــش 666
روی اين علامت فشار دهيد تا بتوانيد به صفحة بالا برويد.
پيشگوييهای نوسترداموس از طريق ستاره خوانی و نبوتهای کتابمقدس 
						قطعه نمايشهای طراحی شده از صليب مسيح؛ دکور برای موضوعات:
						پيشگوييهای نوسترداموس از طريق ستاره خوانی و نبوتهای کتابمقدس
						پــادشــاه پــادشـــاهــان 
				  روی اين علامت فشار دهيد تا بتوانيد به موضوعات زير رجوع نماييد:
				  پايه, اعتبار و درستی ستاره بينی (نجوم)

پــادشــاه پــادشـــاهــان

در رابطه با پايان ضد مسيح اشعيا نبی در عهد عتيق به ما می گويد:

" آنگاه آشور به شمشيری که از انسان نباشد خواهد افتاد و تيغی که از انسان نباشد او را هلاک خواهد ساخت و او از شمشير خواهد گريخت و جوانانش خراج گذار خواهند شد. " (اشعيا 31: 8 )

در عهد جديد در کتاب مکاشفه آمده است, که عيسی مسيح, برة خدا, با سپاهيان آسمانها بازخواهد گشت: " و شمشيری از دهانش بيرون می آيد برّان, تا با آن بر قومها بتازد. بر آنان با عصای آهنين حکم خواهد راند. چرخشتِ شرابِ خشم خدای قادر مطلق را زير پاهايش به خروش در خواهد آورد. و بر ردا و ران او نوشته است : « شاه شاهان و ربِ ارباب. »" (مکاشفه 19: 15-16).

وحش و نبی کذاب گرفته و به درياچة آتش انداخته خواهد شد, پايانی مناسب برای شريرترين ظالم در تمامی تاريخ بشر. مسيح پس از آن ملتها را داوری خواهد کرد و بر آنان با عصای سلطنت آهنين و کمال انصاف حکومت خواهد کرد. و اينگونه مشتاقانه سلطنت هزارساله را شروع خواهد کرد.

" گرگ و بره با هم خواهند چريد و شير مثل گاو کاه خواهد خورد و خوراک مار خاک خواهد بود. " (اشعيا 65 : 25 )


روی اين علامت فشار دهيد تا بتوانيد به صفحة قبلی در بارة مذهب, خدا, عيسی مسيح و مسيحيت برويد.
						: اعتقادات ديگر

			  سری بخشهايي برای موضوعات زير:
			  نبوت و پيشگويي نوسترداموس برای سال 	
			  XZZXTopicTitle

روی اين علامت فشار دهيد تا بتوانيد به صفحة بعدی در بارة مذهب, خدا, عيسی مسيح و مسيحيت برويد.
						خلقت يا تحول و دگرگونی
<
(English) - صفحة اصلی
خوش آمديد
1 - فهرست
2 - خدايي وجود دارد؟
3 - درهم و برهم
4 - طريق ايمان
5 - اثبات برای وجود خدا
6 - محبت و خشم خدا
7 - اعتقادات مذهبی ديگر
8 - انبيای دروغين
9 - خلقت يا تحول و دگرگونی
10 - صفحات مفيد مسيحی
نبوت و پيشگويي نوسترداموس برای سال
نويسنده : شِريف مايکل

ENGLISH | ARABIC | DEUTSCH | ESPAÑOL
FRANÇAIS | ITALIANO | 日本語 | PORTUGUÊS | РУССКИЙ


چاپ 1999ـ 2015
حق چاپ محفوظ است
محصول زمين

روی اين علامت فشار دهيد تا بتوانيد به صفحة بالا برويد.
پيشگوييهای نوسترداموس از طريق ستاره خوانی و نبوتهای کتابمقدس








ABD Website Design Company, Search Engine Optimization Specialist